زمان جاري سايت, يکشنبه سپتامبر 05, 2010 9:00 pm

زمان در انجمن بر اساس UTC + 3:30 hours تنظيم شده است.




ارسال مبحث جديد پاسخ به مبحث  [ 1 پست ] 
نام نويسنده پيام
 موضوع پست: سوك سياوشان
پستپست شد: يکشنبه آپريل 11, 2010 11:52 am 
غايب
مدیر کل سایت
مدیر کل سایت
نماد کاربر
تاريخ عضويت: پنجشنبه ژوئن 04, 2009 12:03 pm
پست ها: 2183
موقعيت مکاني: تهران
تشکر کرده : 138 مرتبه
تشکر شده: 35 مرتبه
Images: 16
وبلاگ: دیدن وبلاگ (1)
سوك سياوشان

در اوستا «سياوش» ، فرزند «كاووس» و پدر «كيخسرو» است كه در روايت اوستا به خيانت كشته شده است، در گوش (درواسپ)يشت (يشت بيست و يكم) مي خوانيم :

«بده مرا اي تواناترين نيك، اي دوراسپ، اين آيفت (نعمت)را
تا من ببندم افراسياب تور بزهكار را و بسته بكشم و بسته برانم ، به نزد كيخسرو برانم. تا او را بكشد كيخسرو آن سوي درياي چيچست ژرف گسترده.
پور ِ ستاننده كين سياوشِ كشته به حيله جوان ...

در «وسپَرَد» (آفرين پيغمبر زرتشت) بند 3 از «سياوخش» چنين ياد مي شود :

« بكند مانند جمشيدِ( از گله و رمه برخوردار) دارنده فره ايزدي شوي ، مانند اژدهاك بد دين از هزار چستي برخوردار شوي ، مانند گرشاسب بسيار توانا شوي ، مانند اورواخشيه (برادر گشتاسب) دادگستر نيك و سرور انجمن شوي ، مانند سياوخشِ زيبا پيكر ، بي آلايش شوي.»

بين زرتشت و سياوش ريشه اي مشترك وجود دارد و آن آزمون آتش يا آزمايش ايزدي ، يا آيين «ور» مي باشد. در كتاب هاي «گزيده زاد اسپرم» ، «دينكرد» ، «زراتشت نامه» و در «روايت جيهاني» آمده است :

« پس از آنكه اورمزد اسرار دين را بر او آشكار كرد ، زرتشت محتملِ چند نوع آزمايش ديني ( وَر) شد: از آتش گذشت ، روي گداخته بر سينه او ريختند ، و شكم او دريده شد ، اما آسيبي نديد.»

اين آزمون پيش روي سياوش نيز قرار گرفته است تا وي پاكدامني خود را به اثبات رساند. به آتش رفتن سياوش يكي از شاهكار هاي شاهنامه است. چون «سودابه» ، نا مادري سياوش نتوانست او را فريفته و به كام دل خود رسد ، او را نزد پدرش كيكاوس به معاشقه با خويش متهم ساخت. كيكاوس از پسر خود بد گمان شده ، و خواست كه سياوش براي بيگناهي خود به آزمايش آتش تن در دهد:

ز هر دو سخن چون برين گونه گشت
بر آتش ببايد يكي را گذشت
چنين است فرمان چرخ بلند
كه بر بيگناهان نيايد گزند

سياوش براي رفتن به آتش با جامهاي سپيد به اسب نشست:

هشيوار با جامهاي سپيد
لبي پر زخنده دلي پر اميد
يكي بارگي بر نشسته سياه
همي گرد نعلش بر آمد به ماه

آنگاه به نزديك آتش رفت و از خدا رستگاري خواست:

چو زينگونه بسيار زاري نمود
سيه را بر انگيخت بر سان دود
خروشي بر آمد ز دشت و ز شهر
غم آمد جهان را از آن كار بهر...
سياوش سيه را بدانسان تاخت
تو گفتي كه اسپش به آتش بساخت
ز هر سو زبانه همي بر كشيد
كسي خود و اسپ سياوش نديد
يكي دشت با ديدگان پر ز خون
كه تا او كي آيد ز آتش برون
ز آتش برون آمد آزاد مرد
لبان پر زخنده برخ همچو ورد...
چو بخشايش پاك يزدان بود
دم آتش و باد يكسان بود
چو زان كوه آتش بها مون گذشت
خروشيدن آمد ز شهر و ز دشت

جابر عناصري معتقد است «بسياري از باورها و معتقدات مردم در مراسم آييني مجسم گشته كه جنبه دراماتيكي بسيار قوي دارند .

به عنوان مثال مي توان به اسطوره سياوش اشاره كرد كه در باور دهقانان بسياري از نقاط ايران جان مي گيرد.داستان قتل اين شاهزاده تاجدار را مي توان با مراسم آييني مربوط به فصل زراعي در برخي از روستاهاي ايران مرتبط ساخت».

بنا بر گفته ثعالبي: ساوش شاهزاده تاجدار و بي گناه كياني به دستور افراسياب دژخيم ، سرش از تن جدا مي گردد. او همانند گوسفندي بي گناه سرش بريده مي شود و خونش بر خاك گرم مي چكد و گياه «خون سياوش»(پر سووشون) از محل ريختن خون داغ او سر بر مي كشد و هر سال ايرانيان با مشاهده اين گياه سينه مي درند و در سوگ سياوش اشك از ديده روان مي سازند.»

آيين «سياوشان» يا «سوگ سياوش» در ايران علاوه بر هزار و سيصد سال نفوذ اسلام همچنان نام و نشان خود را حفظ كرده و تاثيرات آن بر تعزيه و سوگ عاشورايي به خوبي مشهود است كه در ادامه از آن سخن مي رانيم. «علي حصوري» در كتاب «سياوشان» معتقد است «اسطوره سياوش، اكنون يكي از كمياب ترين مواردي است كه يافته هاي باستانشناسي و آثار باقي مانده كهن – چه يادماني و چه نوشتاري- رواج آنرا دست كم در اين منطقه از آسيال نشان مي دهد . در ايران تقريبا هيچ اسطوره اي به اندازه سياوش از نظر مدارك تاريخي سرمايه ندارد و هيچ به اندازه آن شواهد زنده در نام هاي جغرافيايي و آيين هاي سوگ و يادماني باقي نگذاشته است.اين خود بايد براي كساني كه اسطوره را وام گرفته مي دانند، قابل تامل باشد كه چرا در خود آن سرزمين ها چنين نيست».

همانطور كه پيش از اين گفته شد سياوشان اسطوره اي است معروف به اسطوره مرگ و زندگي ، كه نمونه هاي ديگري چه در آسيا ، چه در آفريقا، و چه در آمريكا دارد.در اين داستان خزان (مرگ سياوش)و بهار(تولد كيخسرو) و نيز رفتن يساوش به درون آتش (به نشانه خزان) و زنده بيرون آمدنش(بهار) ديده مي شود.

روايت هاي بومي حكايت از آن دارد كه كه در نخستين قرون اسلامي ، مطربان و سرود خوانان خوارزم و بخارا و ديگر شهرهاي ورارود ، سياوشان را مي خوانده اند. انان در اين زمينه سرودها و آهنگ ها داشته اند . سوگ سياوشان را از كهن ترين زمان ها باد خوانان (مينسترل ها) و (گوسانان) آسياي مركزي روايت مي كرده اند. و آنچه در نخستين صده هاي اسلامي روايت شده ، بازمانده اي از شكل پيش از اسلامي است. اين سوگ نامه چنان مشهور و موثر بوده كه در همه سرود هاي بادخواني ايران ، به ويژه سوگنامه هاي اسلامي و حتي سوگنامه تركان اثر شديد گذاشته است.

به اين ترتيب سياوشان به شكل هنري نيز ، و شايد در مركزيت يك روايت شعرگونه آهنگين (سرود) وجود داشته است. از آنجا كه ويژگي هنر هم از جمله نقش اتحاد بخش آن است، قالب هنري اسطوره آنرا يكپارچه ، و پايداري آن را تضمين كرده است.توضيح آنكه هنرمند از طريق خلق اثر هنري ، خود را در آن ميدمد و با آن باقي مي ماند و جاودانه مي شود. يعني هنر ، مضامين يا موضوعات مختلف را اتحاد مي بخشد و اين خود يكي از رموز جاودانگي آن است.

در سوك سياوشان رنگ سياهي به چهره مي ماليدند و يا از صورتكي سياه استفاده مي كردند، مراسم حاجي فيروز با چهره سياه شده اش با اين آئين مرتبط مي شود، يعني چهره سياه او نماد بازگشت سياوش از جهان مردگان، و لباس سرخ او نيز نماد خون سياوش است، همچنين شادي حاجي فيروز از زايش دوباره اين ايزد نباتي مي باشد كه همراه خود بركت و رويش مي آورد، برخي محققين بر اين باورند كه آئين سوك سياوش با همسپهمديمhamaspahmedim ششمين گاهنبارها مربوط به فرود آمدن گروهي فروهر مردگان همسان است.

از ديگر آئين هايي كه با سياوش مرتبط مي شود آئين ميرنوروزي يا ميرميرين است كه بازمانده آئين قرباني كردن دلاورفرمانروا در آسياي غربي- مديترانه اي مي باشد. كه متاثر از دوره مادرسالاري بوده و طبق آن كاهنه هاي شهر كه شهبانوهاي سرزمين خود نيز بوده اند، در نقش زميني و جادويي الهه مادر. هر سال با يكي از دلاوران شهر ازدواج مي كردند، و آن دلاور، در اثر اين ازدواج به فرمانروايي موقت شهر مي رسيد و در پايان سال، دلاور- فرمانرواي مذكور را قرباني مي كردند و خون او را برگياهان مي‌پراكندند و گمان داشتند اين تقليدي جادويي از مرگ خداي گياهي است، و ريختن خون او بر زمين سبب رويش و پرباري خواهد شد، حتي گوشت اين دلاور را اطرافيان خام خام مي خوردند. داستان رفتن سياوش به توران زمين، ازدواج او با فرنگيس و به شاهي رسيدن و سرانجام كشته شدن و روئيدن گياه از خون او نيز بياني ديگر از همين باورداشت هاي مادرسالاري است، و مراسم ميرنوروزي نيز نوعي تقليد جادويي از اين افسانه الهه زميني يا آب و خداي جوان و ميرنده است و همانطور كه اشاره شد بي گمان عزادار يهاي مرسوم در دين زردشت كه در پنجه دزديده (همسپهمديم) انجام مي يابد، مرتبط به داستان سياوش و در حدي وسيعتر مربوط به عزاداريهاي خداي ميرنده مي باشد.

رسم ميرنوروزي اينگونه بوده است كه در آغاز نوروز مردي نيك نام و خوش رو و شيوا گفتار به نزد شاه مي آمد و اجازه حضور مي طلبيد، شاه مي پرسيد: كيستي؟ از كجا مي آيي؟ به كجا مي روي؟ با تو چه كس همراه است؟ و با خود چه آوردي؟

وي پاسخ مي داد:
من از سوي دو مبارك پي مي آيم
بسوي دو نيك بخت مي روم
با من پيروزمندي همراه است
نام من خجسته است.
با خود سال نو مي آورم
براي شاه خبر خوش و درود و پيام مي آورم

در اين اسطوره دو نيك بخت، منظور دو امشاسپند معروف خرداد و امرداد كه يكي بمعني تندرستي است و بر آب ها فرمانروايي دارد و ديگري بمعني نميرايي و زندگي جاويد است. كه هر دو از مظاهر طبيعت به شمار مي‌آيند و در بخش بعدي مفصلا از آن سخن خواهد رفت.

در داستان سياوش و سودابه، عشق كاوس به همسرش از يك سو، و به سياوش فرزندي از همسر ديگرش از سوي ديگر، اساس لازم را براي يك سوگنامه فراهم مي كند، كه كاوس از ميان اين دو عشق بايد يكي را برگزيند، مطربان بخارا، نوحه ها و سرودهايي بر كشته شدن سياوش مي خواندند و قوالان آنرا «گريستن مغان» مي ناميدند، اما جالب توجه است كه كين سياوش به آئين هاي مربوط به تموزTemmuz وايشترIshtar بابلي و از آن كهن تر به آئين هاي مربوط به دموزي و اينانا در سومر مي پيوندد.

در يك جمع بندي كلي مي توان مدعي شد كه آئين هاي مربوط به اساطير مرگ و رستاخيز مهمترين عامل به وجود آورنده هنر نمايش مي باشد. اما برخي از محققين براين باورند كه نمايش جايگاه ويژه اي در زندگي انسان بدوي داشته است، وي وقتي مي خواست نحوه شكار كردن حيواني را براي ساير اعضاي قبيله تعريف كند به بازسازي لحظه شكار مي پرداخت، همچنين تصوير غارهاي متعلق به عصر يخبندان حاكي از اجراي مراسم آئيني در سي هزار سال پيش دارد. به همين دليل نمي توان شروع هنر نمايش را به عصر كشاورزي و آئين هاي مربوط به اسطوره مرگ و رستاخيز دانست.

هرچند نظريه مذكور قابل تامل بوده و مي توان اجراي نمايش را جزلاينفك زندگي انسان دانست، اما قانونمند شدن و چارچوب پذيري آن به عنوان هنر نمايش و خلق آثار ادبي به عصر كشاورزي و مناسك مربوط به مرگ و رستاخيز خدايان مرتبط مي شود. با يك بررسي اجمالي ميان اساطير مرتبط با عصر كشاورزي و اساطير اقوام «وحشي» كه به انسان «پالئولتيكPaleolethic معروف است، به ابعاد انديشمندانه و درام گونه اساطير كشاورزي پي مي بريم. در اين دوران خرد با حق و حقوق مادي ظهور مي كند و خصلت مادر تباري مي گيرد، خداي اعظم مادينه تلقي مي گردد و او مام زمين است كه با ماه تنظيم كنندة آبستني زنان يكي و يگانه گشته است ونوعي كاركرد و وحدت و يكتايي بين زن و زمين، توتم و آميزش جنسي، عالم نباتان و تن آدمي برقرار مي شود. در ادامه برخي آيين هاي رستاخيزي در فرهنگ هاي مختلف را به اختصار توضيح مي دهيم. در داستانهاي مرگ، مواردي نظير شهادت و يا به زندان تاريك افتادن، همه جانشين و نماد پنهان شدن و از هستي رهيدن «دانه» است و بازگشت از جهان مردگان يا از زندان رها شدن و به فرمانروايي و قدرت رسيدن(رستاخيز) نيز جانشين باز روئيدن و باروري مجدد گرديده است. و آئين هايي نظير «كيبل و آتيس» در غالب ميسترين «كيبلKybele» در يونان و آسياي صغير، «آدونيسAdonis »در سوريه و فلسطين «رام وسيتا Ramayana »درهند، «سياوش و سودابه» در ايرن، «يوسف و زليخا» در جهان يهود و« عيسي مسيح» نمونة متأخر اين خدايان از اين گونه اند. بدين گونه هر ساله به هنگام مرگ يا شهادت ايزدباروري، رستاخيز و ازدواج مجدد او به صورت آئيني بزرگ به نمايش در آمد، براي مثال افسانه ايزدي و انساني شده «سياوش syavarsan » به معناي دارنده اسب سياه و «سودابهsudabag» به معناي آب روشني بخش. به آئين هاي ستايش ايزد نباتي «بومي» مربوط است.


_________________
ما رفتیم ...
اما تو اگه میتونی بمون ...



پرش به بالا
 صفحه شخصي Personal album  
 
نمايش پست هاي پيشين :  مرتب سازي بر اساس  
ارسال مبحث جديد پاسخ به مبحث  [ 1 پست ] 

زمان در انجمن بر اساس UTC + 3:30 hours تنظيم شده است.


چه کسي حاضر است؟

کاربراني که در اين انجمن حضور دارند : بدون کاربر جديد و 0 مهمان


شما نمي توانيد در اين انجمن مبحث جديدي ارسال کنيد
شما نمي توانيد در اين انجمن براي مبحث ها پاسخ ارسال کنيد
شما نمي توانيد در این انجمن پست های خود را ویرایش کنید
شما نمي توانيد در این انجمن پست های خود را حذف کنید
شما نمي توانيد در اين انجمن فايل ضميمه کنيد

جستجو براي:
پرش به:  
News News Site map Site map SitemapIndex SitemapIndex RSS Feed RSS Feed Channel list Channel list
Powered by phpBB , Almsamim WYSIWYG © 2000, 2002, 2005, 2007 phpBB Group
Persian by: BBPERSIA
phpBB SEO
Powered by  MyPagerank.Net online tests online tests